متدولوژی BPM

در زمينه تعريف BPM و مفهوم آن بين شركت‌هاي مختلف و صاحب‌نظران اين رشته اختلافاتي وجود دارد، ولي آنچه عموماً در بين اين نظرات مشترك است اين است كه:  BPM روشي يكپارچه و نظام‌مند براي طراحي، اجرا و پايش فرآيندهاي كسب و كار است كه ممكن است در هر يك از آن‌‌ها افراد و نرم‌افزارهاي سازمان درگير باشند. تعاملات بين افراد، نرم‌افزارها و گردش اطلاعاتي سازمان است كه به آن حيات مي‌بخشد و هدف از وجود BPM اين است كه بتواند اين فرآيندها را در سازمان مديريت كرده و ابزاري براي نظارت و بهبود آن‌ها در طول چرخه سازمان ارائه دهد.

BPM فرآيندي منطقي براي مديريت كسب‌وكار و تغييرات آن است. هر فرآيند بايد با توجه به وضع موجود آن در سازمان پياده شده و سپس بصورت مستمر مورد نظارت قرار گرفته و در صورت نياز بهبود داده مي شود. اين روال ممكن است بارها در مورد هريك از فرآيندهاي سازمان اجرا گردد. از اين رو چرخه حيات BPM به طور تكرار شونده­ خواهد بود.

متدولوژيBPM با تمرکز برروي يک فرآيند يا بخشي از سازمان هدف بصورت چابکانه ابتدا سعي در شناخت فرآيندي وضع موجود دارد و سپس با مدل نمودن فرآيند جاري و اجراي نمودن آن حرکت ابتدايي خود را آغاز مي نمايد. در ادامه اين بستر زيرساختي است امکان مانيتورينگ و بروز رساني اين فرآيند را مهيا مي سازد.

متدولوژي هاي متعددي براي توسعه و استقرار BPM در يک سازمان تاکنون ارائه شده است که تمرکز اساسي اين متدلوژي ها را مي توان بر موارد زير دانست:

1-    ارائه راهکارهاي مناسب جهت پياده سازي کليه فرآيندهاي کسب و کار  بصورت يکپارچه، شفاف، چالاک و با قابليت اصلاح و بروز رساني سريع.

2-    وجود يک سيستم نرم افزاري تحت عنوان BPMS بعنوان ابزار متمرکز و پشتيباني کننده کليه مراحل مطرح درBPM

چهار فاز مدلسازي، طراحي و شبيه سازي، توسعه و استقرار، مديريت و تعامل، تحليل و بهينه سازي را مي توان ماحصل و نقطه اشتراک تمامي متدلوژي هاي ارائه شده در زمينه BPM دانست. که بمنظور پويا سازي سيستم بصورت چرخه اي درون سازمان اجرا مي گردند.

BPM Methodology

1-مدل‌سازي، طراحي و شبيه سازي‌

در اين مرحله،‌ منطق كسب‌وكار و فرآيندهاي آن مدل مي‌شوند. ديدگاه BPM بر اين مبنا است كه در ابتدا لازم نيست فرآيندهاي كسب‌وكار بصورت کامل بهينه گردند، بلكه مي‌توان وضعيت موجود را مدل ساخت و بعد با استفاده از مكانيزم‌هايي كه سيستم BPM در اختيار مي‌گذارد، فرآيندها را بهبود بخشيد و آن‌ها را بهينه‌ ساخت.

به منظور مدل‌سازي كامل منطق كسب‌وكار لازم است قوانين كسب و كار را نيز در همين مرحله مدل‌سازي نمود كه اين كار از طريق موتور قوانين كسب‌وكار ممكن مي‌گردد. از طريق اين موتور مي‌توان قوانين كسب‌وكار را مدل نمود و در طول زمان، تغييرات لازم را در آن‌ها بدون آن‌كه نيازي به تغيير در ساير اجزاي كسب‌وكار باشد، اعمال نمود. جدا بودن محل نگهداري قوانين كسب‌وكار از فرآيندهاي كسب‌وكار اين امكان را فراهم مي‌سازد كه بتوان مديريت تغييرات قوانين كسب‌وكار را بدون درگير شدن با تغييرات در فرآيندها به انجام رساند.

پس از طراحي فرايند کسب و کار و پيش پياده سازي آن لازم است که با استفاده از امکانات زير ساختي فرآيند طراحي شده شبيه سازي شده تا از مشکلات احتمالي در زمان پياده سازي جلوگيري شود.

2-توسعه و استقرار

بعد از شناخت و مدل‌سازي فرآيندهاي كسب‌وكار لازم است فرآيندهاي مربوطه را به‌ همراه قوانين كسب‌وكار پياده‌سازي نمود و در سازمان مستقر ساخت. در اين مرحله لازم است كليه سيستم‌هاي قديمي (Legacy) و موروثي از طريق سيستم BPM  به هم متصل و يكپارچه شوند.

تست يکپارچگي يک فرآيند کسب و کار ملزوم مي دارد تا کليه عوامل درگير در پشتيباني از سيستم هاي مورثي در جريان انجام تست قبل از اجراي نمودن فرآيند قرار گرفته و محيط و سناريو تست نهايي را آماده سازند. در صورت موفقيت آميز بودن تست نهايي فرآيند در محيط اجراي نصب و راه اندازي مي گردد.

3-مديريت و تعامل‌

پس از استقرار سيستم در سازمان، كاربران مختلف در سازمان مي‌توانند فرآيندها را اجرا‌كنند. در حين اجراي فرآيندها گروه‌هاي مختلفي از افراد سازمان با توجه به نقشي كه در سازمان دارند، با فرآيندها به گونه‌اي كه خاص نقش آن‌ها است درگير خواهند شد. به‌عنوان مثال، كاربران كسب‌وكار  بعد از استقرار فرآيندهاي مكانيزه شده در سازمان بايد كارهايي از قبيل تأييد يا رد برخي تصميمات كليدي و مديريت استثناهاي خارج از استراتژي معمول سازمان را انجام دهند،‌ مديران و ناظران، بر اجراي فرآيندها به طور مؤثر و بهينه نظارت كرده و متخصصان IT بايد فرآيندهاي مكانيزه را از لحاظ تطابق با استانداردهاي مختلف مديريت نمايند.

4-تحليل و بهينه‌سازي‌

استقرار فرآيندها در سازمان به منزله اتمام كار نيست، بلكه از اين پس كاربران حوزه كسب‌و‌كار بايد بتوانند اجراي فرآيندها را بر اساس يك سري از پارامترهاي كليدي در زمينه اندازه‌‌گيري كارايي فرآيندها، تحليل نمايند و در صورت لزوم، تغييرات لازم را در فرآيندها اعمال كنند تا از اين طريق، كارايي فرآيندها افزايش يابد و هر نوع بهينه‌سازي مورد نياز در مورد آن‌ها اعمال گردد. به وسيله اين قابليت‌، كاربران حوزه كسب‌و‌كار مي‌توانند تصميم‌گيري‌هاي مرتبط با فرآيندها را در زمان اجراي سيستم مشخص و اعمال نمايند.

معرفی راهکارها